#پسرکوچولویکیمتهیونگ۲
#پسرکوچولویکیمتهیونگ۲
پارت ۶
× خیلی دل و جرعت داری که روش اسم گذاشتی
- اون اول اسم گذاشت
+ به من چه تو شبیه خرگوشی زو عمو گفت بیاید شام
- هعی ملت دوست پسر دارن ماهم دوست پسر داریم
^ اونم مافیا
+ نمک ریختن بسه بیاید بریم شام
- باشه بریم
× من حس میکنم تهیونگ هیونگ داخل یه چیزی تغییر کرده اونم زیاد
+ چی مثلا
÷ دیگه اخم نمیکنه
+ مگه شما اخمای منو دیدین
- من دیدم . وقتی اخم میکنه خلی خفن میشه
+ باشه بریم پایین من گشنمه
- بریم تا خرس عسلی کلمون رو نکنده
+ کله تورو که امشب میکنم
- باشه
+ میبینیم جناب جئون جونگکوک
- میشه من نرم خونه این منو میکشه
× هیونگ گناه داره اذیتش نکن
+ فقط به خاطر جین
- باشه
رفتیم سر میز . غذا که تموم شد تشکر کردم و رفتم بیرون از آشپزخونه . تهیونگ که اومد حدودا ۵ دقیقه مونده بود به ۹ من خدا حافظی کردم و رفتم که به نیمه راه نرسیده بودم که صدایی توجهم رو جلب کرد
- ته
+ بدو بشین تا بریم خونه
سوار ماشین شدم و تهیونگ راه افتاد . خسته بودم برای همین سرم رو گذاشتم روی شونش و سیاهی
ویو تهیونگ
کوک سرش رو گذاشت روی شونم و خوابید لبخندی زدم و کنار خیابون وایسادم تا جای کوک رو درست کنم . نمیخواستم بیدار شه پس بغلش کردم و همون جوری سرش رو روی شونم درست کردم . به یونگی پیام دادم که تاریخ تولد و کل اطلاعات جونگکوک رو برام بیاره .
= برات یه PDFمیفرستم برات درباره اطلاعاتی که خواستی میفرستم
ماشین رو روشن کردم و حرکت کردم. بعد ۳مین رسیدیم خونه . جونگکوک رو که بغلم بود بردم داخل و گذاشتم روی تخت. لباسای خودمو عوض کردم و رفتم سراغ کوک لباساش رو که عوض کردم دیدم بیدارشده
+ بانی کوچولوی من بیدار شده
- تهیونگ ما کجاییم
+ خونه
- کی رسیدیم
+ تازه
- حالت خوبه چرا سرخ شدی
+ چیزی نیست قشنگم فقط گرمه
- نگو که تحریک شدی
+ نه تحریک نشدم
- معلومه
+ میخوای آره
- چی نه
+ واضحه چون خودتم سرخ شدی
- باشه قبول من تحریک شدم که چی
+ نظرت درباره یه س$/ک□●□》》■س چیه
- نه ته من تازه ۱۷ سالمه و اینکه دانشگاه هستم و مگه یادت رفته هر گونه س؟!َُِِ؛"ًَُُِ"ُ''''''////ک:&﷼#:&>/□▪︎\£▪︎☆●س رو برات تا ۲۱ سالگی ممنوع کردن
+ یادمه ولی اگه خودت پایه باشی چیزی نمیشه
پارت ۶
× خیلی دل و جرعت داری که روش اسم گذاشتی
- اون اول اسم گذاشت
+ به من چه تو شبیه خرگوشی زو عمو گفت بیاید شام
- هعی ملت دوست پسر دارن ماهم دوست پسر داریم
^ اونم مافیا
+ نمک ریختن بسه بیاید بریم شام
- باشه بریم
× من حس میکنم تهیونگ هیونگ داخل یه چیزی تغییر کرده اونم زیاد
+ چی مثلا
÷ دیگه اخم نمیکنه
+ مگه شما اخمای منو دیدین
- من دیدم . وقتی اخم میکنه خلی خفن میشه
+ باشه بریم پایین من گشنمه
- بریم تا خرس عسلی کلمون رو نکنده
+ کله تورو که امشب میکنم
- باشه
+ میبینیم جناب جئون جونگکوک
- میشه من نرم خونه این منو میکشه
× هیونگ گناه داره اذیتش نکن
+ فقط به خاطر جین
- باشه
رفتیم سر میز . غذا که تموم شد تشکر کردم و رفتم بیرون از آشپزخونه . تهیونگ که اومد حدودا ۵ دقیقه مونده بود به ۹ من خدا حافظی کردم و رفتم که به نیمه راه نرسیده بودم که صدایی توجهم رو جلب کرد
- ته
+ بدو بشین تا بریم خونه
سوار ماشین شدم و تهیونگ راه افتاد . خسته بودم برای همین سرم رو گذاشتم روی شونش و سیاهی
ویو تهیونگ
کوک سرش رو گذاشت روی شونم و خوابید لبخندی زدم و کنار خیابون وایسادم تا جای کوک رو درست کنم . نمیخواستم بیدار شه پس بغلش کردم و همون جوری سرش رو روی شونم درست کردم . به یونگی پیام دادم که تاریخ تولد و کل اطلاعات جونگکوک رو برام بیاره .
= برات یه PDFمیفرستم برات درباره اطلاعاتی که خواستی میفرستم
ماشین رو روشن کردم و حرکت کردم. بعد ۳مین رسیدیم خونه . جونگکوک رو که بغلم بود بردم داخل و گذاشتم روی تخت. لباسای خودمو عوض کردم و رفتم سراغ کوک لباساش رو که عوض کردم دیدم بیدارشده
+ بانی کوچولوی من بیدار شده
- تهیونگ ما کجاییم
+ خونه
- کی رسیدیم
+ تازه
- حالت خوبه چرا سرخ شدی
+ چیزی نیست قشنگم فقط گرمه
- نگو که تحریک شدی
+ نه تحریک نشدم
- معلومه
+ میخوای آره
- چی نه
+ واضحه چون خودتم سرخ شدی
- باشه قبول من تحریک شدم که چی
+ نظرت درباره یه س$/ک□●□》》■س چیه
- نه ته من تازه ۱۷ سالمه و اینکه دانشگاه هستم و مگه یادت رفته هر گونه س؟!َُِِ؛"ًَُُِ"ُ''''''////ک:&﷼#:&>/□▪︎\£▪︎☆●س رو برات تا ۲۱ سالگی ممنوع کردن
+ یادمه ولی اگه خودت پایه باشی چیزی نمیشه
- ۲۹۱
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط