{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲
ادامه پارت ۵
× برگردیم سر قضیه صبح.
÷ الان کار راحت تره
- چرا
× من و نامجون با ته مثل برادرمون رفتار میکنیم
÷ چون خودش گفته
- فردا ساعت ۹ نمیشه ۱۰ بریم
÷ چرا ۱۰
- چون من ۹ تازه بیدار میشم البته وقتی مدرسه نباشه
× واقعا
- آره
÷ باشه خب نباید تهیونگ هیونگ شک کنه
× میتونیم از یونگی هیونگ کمک بگیریم
- موافقم باید خیلی طبیعی پیش بره باشه
^÷× باشه
^ من به یونگی میگم
÷ واقعا دلو جرعت دارین
- منظورتون چیه من روی تهیونگ اسم گذاشتم .
× چیه اسمش
- اون بهم گفت بانی منم از این به بعد بهش میگم خرس عسلی
^ این اتفاق صبح افتاده
دیدگاه ها (۱)

#امگای_سرکش Part:9جئون: چطوره همش مال من بشی؟هوم؟تهیونگ: تو ...

تهکوک و شیطونی هاشون😭

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲پارت ۴رفتیم داخل ماشین که تهیونگ ۳مین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط