#امگای_سرکش
#امگای_سرکش
Part:9
جئون: چطوره همش مال من بشی؟هوم؟
تهیونگ: تو دیونه ای؟ ولم کنننننن
و بعدش داشت تقلا میکرد تا از دست جئون فرار کنه که جئون کمربندش رو درآورد و باهاش دستای تهیونگ رو بست و با یه دستش دستای بسته اش رو بالای سرش نگه داشت و با یه دست دیگه سمت شلوار تهیونگ رفت و همونطور که داشت زیپش رو باز میکرد لب زد
جئون: آره من دیونه ام .. اما دیونه تو ام
تهیونگ: کم کصشعر بگووو دست به منن نزننن روانییی
جئون: نگاش کن عصبی شده مثلاً
تهیونگ خونش به جوش اومد و بدون اینکه به عواقب کارش فکر کنه پاش رو محکم زد به دیک جئون که جئون از درد به خودش پیچید و تهیونگ هم از فرصت استفاده کرد و بلند شد
جئون: خودت گور خودت رو کندی
تهیونگ: بپا نرینییی بچه خوشگل
جئون از جاش بلند شد و با یه حرکت تهیونگ رو روی شونش انداخت و از اتاق خارجش کرد
تهیونگ: یاااااااا ولممم کننننن کجا داریم میبریمممم
جئون: فقط در اون دهنت رو ببند
تهیونگ: کیرمممم دهنتتتتت
جئون: آخی
تهیونگ چیزی نگفت جئون اون رو داخل یه اتاق بزرگ برد که یه عالمه لکه ی خون روی دیوار بود اتاق یه فضای نسبتا تاریکی داشت که فقط یدونه لامپ کوچیک داخلش بود و اون هم همش خاموش روشن میشد...
جئون تهیونگ رو روی صندلی گذاشت و محکم با طناب اون رو بست
تهیونگ: چ .. چ .. چکار .. می خوای .. بکنی(ترسیده)
جئون: ادبت باید بکنمم
تهیونگ: تمومش کنن
جئون پوزخندی زد و صورتش رو نزدیک نزدیک تهیونگ کرد و دستاش رو دو طرف صندلی گذاشت و گفت
جئون: تمومش کنم؟
تهیونگ: آ .. آ .. آره
جئون: ما که چیزی شروع نکردیم
و بعدش ازش جدا شد و با یه حرکت لباس تهیونگ رو پاره کرد و به سمت شلاق ها رفت و یکی از نازک ترین شلاق های چرمش رو برداشت و بدون هیچ حرفی یدونه محکم به تهیونگ زد
تهیونگ: عااایییییی بسههه(با گریه)
جئون پوزخندی زد و یه ضربه ی دیگه به تهیونگ زد و گفت
جئون: تازه اولشه بیب
و یه ضربه محکم تر از قبلی ها بهش زد
تهیونگ: غلط کردمم بسههه(با گریه شدید)
جئون دو ضربه دیگه زد بهش و بعدش به سمت یه بُشکه رفت و با یه یکم آب از داخلش با یه کاسه در آورد و ریخت روی تهیونگ
جئون: حالت خوبهه
تهیونگ: عررررررررررر(گریه با صدای بلند)
تهیونگ: تو چرا انقدر دو قطبییییی
جئون به سمت تهیونگ رفت اون رو باز کرد و گرفتش بغل و دستش رو روی صورت تهیونگ قاب کرد و با لکنت گفت
جئون: م .. من .. چکار .. کردم .. چطور تونستم .. تو رو بزنم .. عزیز کرده ی من
تهیونگ از تعجب اینکه انقدر مودش زود به زود عوض میشد شاخ در آورده بود و با تعجب گفت
تهیونگ: تو .. تو .. دو قطبی ای؟
جئون هیچ حرفی نزد و تهیونگ رو برآید استایل کرد و از اونجا خارجش کرد و به سمت اتاق خودش بردش و سریع اون رو به سمت حموم برد
تهیونگ: یاااا چکار میکنی ولم کنن(با یه کوچولو گریه)
جئون: هیسسس
و بعدش جئون دوش آب رو باز کرد و آب سردی روی بدن تهیونگ ریخت تهیونگ گرمش بود اون آب خنکش میکرد اما وقتی به زخماش می خورد دردش میگرفت جئون به یه حرکت باکسر و و شلوار تهیونگ رو از پاش درآورد و تهیونگ هم سریع دستاش رو جلوی عضوش گذاشت و با داد گفت
تهیونگ: کصکش معلومه چه گوهی داری می خوریییییییی
جئون دستای تهیونگ رو با یه دستش گرفت و یه دستش رو روی دیک تهیونگ کشید و گفت
جئون: چه دیک کوچیکی داریی
تهیونگ: خفشوووو
جئون: بسه
و بعدش جئون بدن تهیونگ رو شست و از حموم خارجش کرد و اون رو گذاشت روی تخت خودش و به سمت کمدش رفت و یکی از باکسر های خودش و یکی از تیشرت های خودش رو داد به تهیونگ
جئون: بپوش
تهیونگ: .......
Part:9
جئون: چطوره همش مال من بشی؟هوم؟
تهیونگ: تو دیونه ای؟ ولم کنننننن
و بعدش داشت تقلا میکرد تا از دست جئون فرار کنه که جئون کمربندش رو درآورد و باهاش دستای تهیونگ رو بست و با یه دستش دستای بسته اش رو بالای سرش نگه داشت و با یه دست دیگه سمت شلوار تهیونگ رفت و همونطور که داشت زیپش رو باز میکرد لب زد
جئون: آره من دیونه ام .. اما دیونه تو ام
تهیونگ: کم کصشعر بگووو دست به منن نزننن روانییی
جئون: نگاش کن عصبی شده مثلاً
تهیونگ خونش به جوش اومد و بدون اینکه به عواقب کارش فکر کنه پاش رو محکم زد به دیک جئون که جئون از درد به خودش پیچید و تهیونگ هم از فرصت استفاده کرد و بلند شد
جئون: خودت گور خودت رو کندی
تهیونگ: بپا نرینییی بچه خوشگل
جئون از جاش بلند شد و با یه حرکت تهیونگ رو روی شونش انداخت و از اتاق خارجش کرد
تهیونگ: یاااااااا ولممم کننننن کجا داریم میبریمممم
جئون: فقط در اون دهنت رو ببند
تهیونگ: کیرمممم دهنتتتتت
جئون: آخی
تهیونگ چیزی نگفت جئون اون رو داخل یه اتاق بزرگ برد که یه عالمه لکه ی خون روی دیوار بود اتاق یه فضای نسبتا تاریکی داشت که فقط یدونه لامپ کوچیک داخلش بود و اون هم همش خاموش روشن میشد...
جئون تهیونگ رو روی صندلی گذاشت و محکم با طناب اون رو بست
تهیونگ: چ .. چ .. چکار .. می خوای .. بکنی(ترسیده)
جئون: ادبت باید بکنمم
تهیونگ: تمومش کنن
جئون پوزخندی زد و صورتش رو نزدیک نزدیک تهیونگ کرد و دستاش رو دو طرف صندلی گذاشت و گفت
جئون: تمومش کنم؟
تهیونگ: آ .. آ .. آره
جئون: ما که چیزی شروع نکردیم
و بعدش ازش جدا شد و با یه حرکت لباس تهیونگ رو پاره کرد و به سمت شلاق ها رفت و یکی از نازک ترین شلاق های چرمش رو برداشت و بدون هیچ حرفی یدونه محکم به تهیونگ زد
تهیونگ: عااایییییی بسههه(با گریه)
جئون پوزخندی زد و یه ضربه ی دیگه به تهیونگ زد و گفت
جئون: تازه اولشه بیب
و یه ضربه محکم تر از قبلی ها بهش زد
تهیونگ: غلط کردمم بسههه(با گریه شدید)
جئون دو ضربه دیگه زد بهش و بعدش به سمت یه بُشکه رفت و با یه یکم آب از داخلش با یه کاسه در آورد و ریخت روی تهیونگ
جئون: حالت خوبهه
تهیونگ: عررررررررررر(گریه با صدای بلند)
تهیونگ: تو چرا انقدر دو قطبییییی
جئون به سمت تهیونگ رفت اون رو باز کرد و گرفتش بغل و دستش رو روی صورت تهیونگ قاب کرد و با لکنت گفت
جئون: م .. من .. چکار .. کردم .. چطور تونستم .. تو رو بزنم .. عزیز کرده ی من
تهیونگ از تعجب اینکه انقدر مودش زود به زود عوض میشد شاخ در آورده بود و با تعجب گفت
تهیونگ: تو .. تو .. دو قطبی ای؟
جئون هیچ حرفی نزد و تهیونگ رو برآید استایل کرد و از اونجا خارجش کرد و به سمت اتاق خودش بردش و سریع اون رو به سمت حموم برد
تهیونگ: یاااا چکار میکنی ولم کنن(با یه کوچولو گریه)
جئون: هیسسس
و بعدش جئون دوش آب رو باز کرد و آب سردی روی بدن تهیونگ ریخت تهیونگ گرمش بود اون آب خنکش میکرد اما وقتی به زخماش می خورد دردش میگرفت جئون به یه حرکت باکسر و و شلوار تهیونگ رو از پاش درآورد و تهیونگ هم سریع دستاش رو جلوی عضوش گذاشت و با داد گفت
تهیونگ: کصکش معلومه چه گوهی داری می خوریییییییی
جئون دستای تهیونگ رو با یه دستش گرفت و یه دستش رو روی دیک تهیونگ کشید و گفت
جئون: چه دیک کوچیکی داریی
تهیونگ: خفشوووو
جئون: بسه
و بعدش جئون بدن تهیونگ رو شست و از حموم خارجش کرد و اون رو گذاشت روی تخت خودش و به سمت کمدش رفت و یکی از باکسر های خودش و یکی از تیشرت های خودش رو داد به تهیونگ
جئون: بپوش
تهیونگ: .......
- ۲۳۶
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط