ONLY MINE
ONLY MINE
PART 9
روز بعد
ویو ا/ت . بیدار شدم ساعت ۱۱ بود جینو هم هنوز خواب بود کلی ذوق داشتم بلخره بعد از کلی گشتن امروز میرم سر کار و یه دوست هم پیدا کردم ...
با لبخند از جام بلند شدم و رفتم یه دوش ۲۰ مینی گرفتم و کارهای لازم رو انجام دادم و از اونجایی که ما اصلا صبحانه نمی خوریم یه ناهار خوش مزه درست کردم .....
تقریبا ساعت ۱۲ و نیم بود که جینو هم بیدار شد و من هم میز رو چیده بودم ......
جینو . صبح بخیر اجی
ا/ت . صبح توام بخیر عشق اجی خوب خوابیدی؟
جینو. اره( لبخند
ا/ت . خوب پس بدو دست و صورتتو بشور و مسواک بزن بیا ناهار بخوریم
جینو . باشه
( جینو رفت و کار هاش رو کرد و برگشت و باهم ناهار خوردن و به کمک هم ظرف ها رو شستن...
ا/ت. جینو بدو برو حاضر شو قراره بریم بیرون و کلی خوش بگذرونیم
جینو. هورااااا ( بالا پایین پرید و رفت حاضر شد ا/ت هم همین طور
ادمین. ا/ت و جینو تا ساعت ۵ و نیم تو شهر چرخیدن و شهر بازی رفتن و یه مقدار هم خوراکی خریدن تا وقتی که ا/ت می ره سر کار جینو بخوره ...
بلخره به خونه بر میگردن و ا/ت لباس مخصوصش رو برداشت و مثل همیشه به جینو گفت که در رو برای هیچ کس باز نکنه و دست به چیز های خطرناک نزنه و بعد رفت به بار
ویو بار
ا/ت . لباسش رو عوض کرد و رفت پیش میرا .... ( سلام میرا
میرا. سلامم ..... ا/ت یه خبر خوب... منو تو هر دو تو طبقه VIP کار میکنیمم
ا/ت . واقعااا ....این عالیه بیا بریمم
میرا . بریممم
ادمین. ا/ت و میرا به سمت طبقه VIP رفتن و با ورود مهمان ها کارشون رو شروع کردن کار جدید برای ا/-ت خیلی راحت بود زود مورد توجه مهمون ها قرار گرفت ...
چند مین بعد که به نظر مشتری جدیدی نداشتن ا/ت . رفت کنار میرا و با هم به خوش و بش و رقص بقیه رو تماشا میکردند تا اینکه ا/ت حس کرد دست کسی دور گردنشه و وقتی برگشت یه مرد بزرگ هیکل و تقریبا مست رو دید و از دیدنش هم متعجب شد و هم استرس گرفت.......
ادامه دارد......
PART 9
روز بعد
ویو ا/ت . بیدار شدم ساعت ۱۱ بود جینو هم هنوز خواب بود کلی ذوق داشتم بلخره بعد از کلی گشتن امروز میرم سر کار و یه دوست هم پیدا کردم ...
با لبخند از جام بلند شدم و رفتم یه دوش ۲۰ مینی گرفتم و کارهای لازم رو انجام دادم و از اونجایی که ما اصلا صبحانه نمی خوریم یه ناهار خوش مزه درست کردم .....
تقریبا ساعت ۱۲ و نیم بود که جینو هم بیدار شد و من هم میز رو چیده بودم ......
جینو . صبح بخیر اجی
ا/ت . صبح توام بخیر عشق اجی خوب خوابیدی؟
جینو. اره( لبخند
ا/ت . خوب پس بدو دست و صورتتو بشور و مسواک بزن بیا ناهار بخوریم
جینو . باشه
( جینو رفت و کار هاش رو کرد و برگشت و باهم ناهار خوردن و به کمک هم ظرف ها رو شستن...
ا/ت. جینو بدو برو حاضر شو قراره بریم بیرون و کلی خوش بگذرونیم
جینو. هورااااا ( بالا پایین پرید و رفت حاضر شد ا/ت هم همین طور
ادمین. ا/ت و جینو تا ساعت ۵ و نیم تو شهر چرخیدن و شهر بازی رفتن و یه مقدار هم خوراکی خریدن تا وقتی که ا/ت می ره سر کار جینو بخوره ...
بلخره به خونه بر میگردن و ا/ت لباس مخصوصش رو برداشت و مثل همیشه به جینو گفت که در رو برای هیچ کس باز نکنه و دست به چیز های خطرناک نزنه و بعد رفت به بار
ویو بار
ا/ت . لباسش رو عوض کرد و رفت پیش میرا .... ( سلام میرا
میرا. سلامم ..... ا/ت یه خبر خوب... منو تو هر دو تو طبقه VIP کار میکنیمم
ا/ت . واقعااا ....این عالیه بیا بریمم
میرا . بریممم
ادمین. ا/ت و میرا به سمت طبقه VIP رفتن و با ورود مهمان ها کارشون رو شروع کردن کار جدید برای ا/-ت خیلی راحت بود زود مورد توجه مهمون ها قرار گرفت ...
چند مین بعد که به نظر مشتری جدیدی نداشتن ا/ت . رفت کنار میرا و با هم به خوش و بش و رقص بقیه رو تماشا میکردند تا اینکه ا/ت حس کرد دست کسی دور گردنشه و وقتی برگشت یه مرد بزرگ هیکل و تقریبا مست رو دید و از دیدنش هم متعجب شد و هم استرس گرفت.......
ادامه دارد......
- ۱۳.۷k
- ۰۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط