{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی درخواستی

چند پارتی درخواستی
پارت ۱۰ ( آخر )





ادمین . ا/ت و تهیونگ تا عصر تو شهر میگشتن و کلی بهشون خوش گذشت و از قدیما و آینده شون حرف میزدن...
ا/ت اول باور نمی کرد که تهیونگ یکی از همون بچه هایی بوده باشه که دوران بچگی باهاش بازی میکرده ....
تهیونگ هم از همون دوران شیفته ا/ت شده بود ...
تهیونگ . گفته بودی دانشجویی چه رشته ای میخونی؟
ا/ت. هنر میخونم....و بیشتر از آثار تاریخی نقاشی میکنم...
تهیونگ. خیلیم عالی....برای دانشگاهت انتقالی میگیرم تا بیای اینجا درس بخونی ... و اینکه پدر و مادرت هنوز هم کره ای بلدن ؟ آخه من بلد نیستم فارسی حرف بزنم .... ( خنده آروم
ا/ت . آره بلدن...( خنده آروم )...ولی تو مطمنی ؟
تهیونگ. معلومه که مطمنم...تو به من اعتماد نداری؟ یا نکنه دوسم نداری ؟ ( مظلوم نگاش کرد
ا/ت. معلومه که بهت اعتماد دارم...فقط.....فقط میترسم قبول نکن..( خجالت
تهیونگ. نترس.....مگه میشه دامادی به خوبی و خوشگلی و پولداری مثل منو رد کرد؟ ( ابرو بالا انداخت و خندید
ا/ت . ووو....آقا خوشگلی و ثروتت رو به رخ میکشی ؟ ( خنده
تهیونگ. لازم باشه از همش استفاده میکنم...( لبخند بزرگی زد
ا/ت. لبخند زد و به ساعتش نگاه کرد..امم من دیگه باید برگردم دیرم میشه...!
تهیونگ. اهوم...باشه ( ا/ت رو برگردوند
تهیونگ. خداخافظ...فردا دوباره میام دنبالت
ا/ت . باشه...خداخافظ( لبخند زد و رفت داخل
ویو فردا
تهیونگ به پدر و مادر ا/ت زنگ زده بود و کلی باهاشون حرف زد و بعد کلی مشاجره قرار شد پدر و مادر ا/ت امروز بیان کره تا بیشتر در این مورد حرف بزنن...و بعد از اون رفت دنبال ا/ت ... رسید جلو هتل و ا/ت و دید و براش بوق زد تا سوار شه..
تهیونگ. یه خبر خوب برات دارمم..پدر و مادرت امروز بیان کره
ا/ت.چییی؟ میان اینجا!
تهیونگ. ارهه...میان اینجا کلی باهاشون حرف زدم....چقدر سرسختن پاره شدم تا رازی شون کردم بیان ( خنده
ا/ت . باورم نمیشه...قلبم داره میاد تو دهنم
ادمین. چند ساعت بعد پدر و مادر ا/ت رسیدن و همه با هم رفتن خونه تهیونگ ... کلی باهم حرف زدن و رویای دیرینه ا/ت و تهیونگ بلخره به حقیقت پیوست و پدر و مادر ا/ت با ازدواجشون موافقت کردن ...
چند سال بعد تهیونگ عروسی بزرگ و بشدت لوکسی گرفت و با هم زندگی خوب و خوشی رو شروع کردن ....







#تابع_قوانین_ویسگون
پایان
دیدگاه ها (۱۵)

_____________________________________ ...

I loved be angel PART 31تهیونگ. برگشتیم بالا مغزم داشت ارور ...

I loved be angel PART 30تهیونگ. نمیدونستم چیکار کنم برای همی...

I loved be angel PART 29اسلاید اول.لباس تهیونگاسلاید دوم.لبا...

~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹⁰* ~~~~~~~~~~~(وی...

چند پارتی درخواستی پارت ۸ا/ت . به محض دیدن پیام سریع رفت پیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط