من پریشان تر از آنم که تو می پنداری
من پریشان تر از آنم که تو می پنداری
شده آیا ته یک شعر ترک برداری ؟
شده آیا به تماشای خودت بنشینی؟
دست برداری از این قصه ی خودکم بینی ؟
شده شاهی کنی و باز گدایش باشی ؟
او صدایت نزند ...! باز صدایش باشی ؟
شده از پنجره ها عشق طلبکار شوی ؟
رختِ قانون به تنت باشد و عیار شوی ؟
شده از کارِ خداوند ، تو حیران گردی ؟
نوبتِ خنده ی تو باشد و گریان گردی ؟
نشده ، می شود اما ! که شاید و اگر
این جهان نیست به جز چرخه ی اما و مگر !
این جهان را به تو بسپردم و دیدی که نشد !
شک نکن می شود این ناشده هایی که بشد !
شده آیا ته یک شعر ترک برداری ؟
شده آیا به تماشای خودت بنشینی؟
دست برداری از این قصه ی خودکم بینی ؟
شده شاهی کنی و باز گدایش باشی ؟
او صدایت نزند ...! باز صدایش باشی ؟
شده از پنجره ها عشق طلبکار شوی ؟
رختِ قانون به تنت باشد و عیار شوی ؟
شده از کارِ خداوند ، تو حیران گردی ؟
نوبتِ خنده ی تو باشد و گریان گردی ؟
نشده ، می شود اما ! که شاید و اگر
این جهان نیست به جز چرخه ی اما و مگر !
این جهان را به تو بسپردم و دیدی که نشد !
شک نکن می شود این ناشده هایی که بشد !
- ۲.۱k
- ۰۸ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط