شعر خودم:
شعر خودم:
در شهری زندگی میکنیم...
که دخترا باید زندانی باشند
فقط مردا حق دارن شاد باشن...
مردمش باید دیدن دو جنس مخالف
شوکه میشن..
مردامان شهر من با آزار جنس مخالف خوش حال میشن...
مردای شهر من فقط بلندن به اشک یه دختر بخندن...
با تهدیدش خوش حال میشن
با بی آبروی جنس مخالف احساس بزرگی می کند....
آری این هم از مردای شهرم....
که با ناموس دخترا بازی می کند...
از مرد بودن کسانی که ادعا مرد بودن میکند متنفرم...
خدایا هدفت از خلق دختر بودن چیه???
ما که جز غم و عذاب کاری نمی تونیم انجام بدیم!!!!!!!
"سوال بی جواب"
در شهری زندگی میکنیم...
که دخترا باید زندانی باشند
فقط مردا حق دارن شاد باشن...
مردمش باید دیدن دو جنس مخالف
شوکه میشن..
مردامان شهر من با آزار جنس مخالف خوش حال میشن...
مردای شهر من فقط بلندن به اشک یه دختر بخندن...
با تهدیدش خوش حال میشن
با بی آبروی جنس مخالف احساس بزرگی می کند....
آری این هم از مردای شهرم....
که با ناموس دخترا بازی می کند...
از مرد بودن کسانی که ادعا مرد بودن میکند متنفرم...
خدایا هدفت از خلق دختر بودن چیه???
ما که جز غم و عذاب کاری نمی تونیم انجام بدیم!!!!!!!
"سوال بی جواب"
- ۲.۰k
- ۰۷ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط