{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشک رازیست

اشک رازی‌ست
لبخند رازی‌ست
عشق رازی‌ست
اشکِ آن شب لبخندِ عشقم بود

احمد شاملو
دیدگاه ها (۹)

عشق از سر رفت بیرون و غرور او نرفتناز مهمان را ز صاحب خانه م...

کاشهرگز مادرم نفهمداز درد بی درمانی که گرفته امدلتنگ کسی هست...

مندل رفتن نداشتمدرخت خانه‌ات ماندمتورفتن رادل دل نکنریزش برگ...

عشق تو عالم دل جمله به یکبار گرفتبختیار اوست برما که تو را ی...

احمد شاملو : اگر کسی احساست را نفهمید مهم نیست! سرت را بالا...

عاشقانه های شبنم

دوست من زیستن با عشقنعمت شیرینی ستآرزو میکنمعمر دلخوشی هاتون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط