{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیب من برمیگردم

بیب من برمیگردم
پارت : 120

هولش دادم که افتاد دیگه کاریش نداشتم نمیدونستم سرش میخوره به گوشه میز
بدو بدو به سمت این هیونگ رفتم و تا تونستم گرفتم زدمش که یه دستای سردی روی دستم قرار گرفت
سریع برگشت جنی با گردن خونی دستمو گرفته بود و یهو تو بغلم بیهوش شد با عربده گفتم
_ جنی بیدار شو الان نه
اما جنی چشمامش رو باز نکرد بغلم کردمش و له پارکینگ رفتیم
وقتی به پارکینگ رسیدیم به سمت ماشین بردمش و صندلی پشت خوابوندمش
خودمم پشت فرمون نشستم و تا ته گاز رو فشار دادم که به بیمارستان برسیم
وقتی رسیدیم دوباره پیاده شدم جنی رو بغلم کردم و رفتیم داخل درمانگاه
یکی از پرستارا یه تخت اورد و جنی رو خوابوندم روش که پرستارای دیگه به یه اتاق اون تخت رو هول دادن
دکتر همینکه میخواست بره داخل اتاق دستشو گرفتم و گفتم
_ اقای دکتر حال همسرم چطوره ؟
_ پسر خوب هنوز معاینش نکردم که بدونم تو چه وضعیه
_ پس لطفا این کار رو سریع انجام بدید خیلی خیلی نگرانشم
_ حتما
سرمو تکون دادم و دست دکتر رو ول کردم و رو میزی نشستم به تهیونگ زنگ نزدم نمیخواستم از چیزی خبردار بشه چون اون موقع خیلی نگران میشد

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~`~~~~~~~~~~~~
خب اینم از پارت دیگه خوشگلای من
شرایط : ۲۰ لایک
اگه درخواستی داشتید یا پیشنهاد داشتید یا نظری داشتید حتما بگید خوشحال میشم ببینم ♥️
دیدگاه ها (۰)

بیب من برمیگردمپارت: 121سرمو بین دستام گرفتم چرا مواظب جنی ن...

بیب من برمیگردمپارت : 122( جنی) بیدار که شدم به سقق سفید خیر...

سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه من تو این مدتی که نبودم...

بیب من برمیگردمپارت : 119جونگکوک دستشو رو شونه این هیونگ گذا...

𝑝𝑎𝑟𝑡6اسم فیک:𝐼 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑗𝑖𝑛ویو شیلا:بعد از اینکه ماجرا رو فهمیدم...

خب پارت بعد ازدواج تحمیلیپارت ۲وقتی با دازای و چویا رفتیم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط