بیب من برمیگردم

بیب من برمیگردم
پارت: 121

سرمو بین دستام گرفتم
چرا مواظب جنی نبودم مگه تقصیر اون بود که اونجوری هولش دادم
هوفی کشیدم گوشیمو از جیبم دراوردم و به جیمین زنگ زدم
_ به به ببین کی زنگ زده داداش خودم جونگکوک
_ جیمین الان حوصله شوخی ندارم و یه راس میرم سر اصل مطلب
_ جونم داداش چیشده
_ این هیونگ رو میسپرم بهت فهمیدی
انگار که منطورمو گرفته باشه گفت
_ فهمیدم اون با من کاری میکنم پشیمون بشه
_ دمت گرم مرسی که هستی
_ فداتشم داداش هرکاری خواستی بکنی حتما به من بگو
باشه‌ای گفتم و گوشی رو قطع کردم
دکتر از اتاق اومد بیرون و رو به روم وایساد سریع بلند شدم و گفتم
_ اقای دکتر چیشد
_ هیچی حالش بهتره زخمش زیاد عمیق نیس با باند بستیم سرشو
_ به هوش اومده که برم ببینمش ؟
_ نه بهش سرم ارامش بخش زدیم دوباره گرفته خوابیده
_ اقای دکتر کی مرخص میشه ؟
_ هروقت که بیدار بشه بهتره که الان برید کارای ترخیصش رو انجام بدید
_ باشه اقای دکتر فقط کی باند سرش رو باز کنه ؟
_ تا یه هفته دیگه باند باید داشته باشه و هر روز هر چهار ساعت باید باندش رو عوض کنه و تو این یه هفته فقط یک روز بره حموم و سعی کنه اون قسمت سرش که باند پیچی شده رو خیلی ارومتر بشوره
_ متوجه شدم

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
شرایط: ۲۰ لایک
عشقای من اگر پیشنهادی ، نظری و درخواستی داشتید حتما بگید خوشحال میشم ببینم ♥️
دیدگاه ها (۵)

سوال کدوم گوری بودم بچه ها حالم خیلی بده طوری که وقتی سرفه م...

* در یه بخش دیگه از ولاگ، هوپی به خواهرش زنگ زد تا بهش یادآو...

سرنوشت پارت (۱۲)

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

پایین رو چک کنید لطفا😇سلام بچه‌ها،، من بهتون گفته بودم که دو...

پارت ۴۰

رمان سوم پارت بیست و سوم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> فردا ...

این آدم عجیبی هست !!!تحلیلش یکمممم الان برام سخت شده !!!و از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط