{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت شیش

پارت شیش
صبح
تو: ایییییییی جونگ کوکککککککک
داخل ماشین باهم اشنا شدین
جونگ کوک: چتهههه
تو: ایییی دلم درد میکنههه🥺😭
جونگ کوک: اشکال نداره اثرات دیشبه
تو: کوک برو برام قرص بیار 😭
جونگ کوک رفت واست قرص اورد و تو خوردی و حالت بهتر شد
چند روز گذشت و تو خیلی سعی کردی و جونگ کوک میفهمید و تنبیهت میکرد
و تو عاشق جونگ کوک شده بودی
امروز صبح
سر صبحونه
تو:
ادامه در پارت بعد
یااااهااااااا
دیدگاه ها (۰)

پارت پنججونگ کوک ترو به زور برد به عمارتش جونگ کوک: از این ...

پارت چهارم تو فرار کردی و کارن پشت سرت تو اونجا یه مرد دیدی....

ناپلئون گمشده (فصل اول)

رمان خرس عسلی پارت ۶ ویو تهیونگصبح روز بعد با دردی که زیر دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط