{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهارم

پارت چهارم
تو فرار کردی و کارن پشت سرت تو اونجا یه مرد دیدی. و رفتی پیشش
تو: اقا ترخدا کمکم کن
جونگ کوک همون مرده بود
جونگ کوک: چی شده
تو: یه مافیا به نام کارن به زور من رو گرفته بود و من فرار کردم
جونگ کوک: او کارن الان کجاست
تو: اونجاست ولی از کجا میشناسیش
جونگ کوک: میفهمی
کارن اومد ولی تا جونگ کوک رو دید مثل سگ ترسید و سرش رو خم کرد
تو: کارن مگه تو مافیا نبودی
جونگ کوک: منم مافیام
ادامه در پارت بعد
دیدگاه ها (۰)

پارت پنججونگ کوک ترو به زور برد به عمارتش جونگ کوک: از این ...

پارت شیش صبح تو: ایییییییی جونگ کوکککککککک داخل ماشین باهم ...

پارت سوم کارن تورو برد داخل عمارتشتو توی ذهنت: تا از اینجا ...

پارت دوم تو: باز یه روز خسته کننده باید برم دانشگاه تو رفتی...

همسایه من پارت 3 رفتی کوک رو صدا زدی ا/ت: کوک میای بریم بار ...

شب تولدم پارت 50فصل دوم پارت 21دست اتو تو دستم گرفتم و روی ز...

همسایه من part1قرار بود امروز بری خونه جدیدت وقتی رسیدیم دیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط