ماری وارد یک کارگاه نجاری میشه

ماری وارد یک کارگاه نجاری میشه
همینطور که داشته از گوشه نجاری رد میشده
تنش به لبه‌ی یک اَره میخوره و کمی زخمی میشه
مار فوراً برمیگرده و اَره رو گاز میگیره (!)
با گاز گرفتن اَره، دهان مار به شدت زخمی میشه

بدون اینکه بدونه دقیقاً داره چه اتفاقی می اُفته
نتیجه گرفت که اَره داره بهش حمله می کنه (!)
بعد تصمیم گرفت با تمام قدرت دور اَره حلقه بزنه
و با فشار اَره رو خفه کنه
مار سرآخر توسط همون اَره کشته شد

خلاصه که .. گاهی ما از روی عصبانیت فقط
میخوایم به کسی که بهمون آسیب زده
آسیب بزنیم اما درهرحال خودمون ضربه میخوریم

بعضی افراد و بعضی توهین‌ها رو نادیده بگیری خیلی بهتره
چون گاهی اتفاقی می‌اُفته که جبران ناپذیره
مثلاً طرف بخاطر یه جاپارک قتل کرد
یا بخاطر یه مرغ دعوا و نهایتاً یکی شد قاتل
و دیگری مقتول !
دیدگاه ها (۳)

گاهی حداقل بخاطر بعضی اتفاقات که پیش روئهاین جمله رو لازمه ب...

ارتباط چشمی از دریچه‌‌ی چشم، ترس روواردِ قلب و روح و مغز اون...

دیگه نیازی نیست از بالا بنزین روی هیزم بریزید، لازم میشه 💯

#داستان_شبشبی مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دکان نجاری م...

رمان انیمه ای هنوز نه چپتر ۱۴

نام فیک: مافیا جذاب منPart: 1بهش زنگ زدن و گفتن که پدرش رو ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط