{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


یک لبش جان می ستاند،
یک لبش جان میدهد...
دیدگاه ها (۱)

‌میدانستم که تو سیبی هستی از بهشت ...اما کنار دریا که دیدمتد...

‌کاشآنقدر خاطرماز بودنت جمع بودکه می‌نشستم و با خیالِ راحت ف...

‌و اندوه رو در روی من نشستاندکی در من خیره شدگریه را آغاز کر...

‌گر چنینی گر چنانیجان مایی جانِ جان...

من به سخاوت این آسمان مشکوکمبا افتادن هر ستاره‌ایمــی‌ستــان...

از شوق شکرخنده لبش جان نسپردمشرمنده جانان ز گران جانی خویشم....

سلام امام زمانم سلام مهدی جانم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط