{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد هفتاد نه🍷🔪


+خوشگل بودم...به چشمت نمی اومدم

با یه قدم خودشو بهم رسوند
سرشو فرو کرد توی گردنم و نفس عمیقی کشید
_بی شرف انقدر دلبری نکن، نمیتونم خودمو نگه دارم کار میدم دستتا همینجا

میخواستم بگم کجای کاری؟
کار دادی دستم ، بد جورم کار دادی دستم

ولی جلوی خودمو گرفتم و سکوت کردم
میخواستم سورپرایز بشه

+خسته نباشی...

با لبخند به چشمام نگاه کرد و گفت
_سلامت باشی

بعد موهام و کنار زد از صورتم
+دلم برات تنگ شده بود ، تورو که دیدم خستگیم از بین رفت

لبخند زدم
_برو لباست و عوض کن بیا

+اول یه
بوس
به آقاتون نمیدی وقتی این همه خوشگل کردی ؟

میخواستم بگم نه
ولی مگه اجازه میداد بهم؟ تا به خودم بیام بوسه ای روی لبم زد

جدا شد
+چسبید!

_برو دست و صورتتو بشور بیا ناهار

باشه ای گفت
از کنارم رد شد و رفت بالا...

عه بچه ها ویس گون خودش پاک کرد😂😂
دیدگاه ها (۵)

#پارت_4من (با لبخند کمرنگ): «دیگه دیر نمی‌کنی؟»کوک خندید و م...

پارت ۲۰

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

Do I love him, or do I hate him?P:¹²انگاری اسبه داشت لبخند م...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 223♡⁠。⁠)⁩بابا ج...

این پایینو ببینن🎀🐥عروسک من 😈🔞پارت بیست و شش چنگی به گردنش زد...

کپشنننن😫🎀عروسک من😈🔞پارت پنجاه و هفت "فرشته"+وای نِلی چقدر خر...

رمان عشق ممنوع

کپشننننن مهمهه 😈🎀عروسک من😈🔞پارت بیست و نوه تقه ای به در خورد...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 176♡⁠。⁠)⁩نمیخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط