{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد هشتاد🍷🔪


سریع اون پاکتی که درست کرده بودم و گذاشتم روی میز
جایی که می‌نشست

بعد خودم نشستم و منتظر موندم بیاد

بعد ده مین اومد
با ابروهای بالا رفته به میز نگاه کرد
+خودت چیدی؟

لبامو آویزون کردم
_یعنی انقدر معلومه کارای منه؟

تک خنده ای کرد
+خیلی بیش از حد قشنگع ، روزای قبل اینطوری نبود...تغییرات ایجاد شده فقط می‌تونه کار تو باشه

اوهومی گفتم
_نمیخوای بشینی

سرشو به نشونه ی چرا تکون داد
بعد نشست روی صندلی که پاکتی جلوش دید

بهم نگاه کرد
+برای منه؟

اوهومی گفتم ، استرس داشتم
از استرس آروم ناخونامو و میجوییدم
_میخوای بزار بعد ناهار ببین

یکم نگاهم کرد
+عصبیم میکنه؟ راجب چیه؟

نیمدونستم ری اکشنشو اصلا
نمی‌دونستم بچه دوست داره یا نداره

هیچ تصوری نداشتم
برای همین نمیدونمی زمزمه کردم
دیدگاه ها (۳)

ملشیییییی🥺🥺🥺🥺🥺

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هشتاد یک🍷🔪سری تکون داد و زمزمه کرد تو ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هفتاد نه🍷🔪+خوشگل بودم...به چشمت نمی اوم...

ملشییییییی🥺🥺🥺🥺🥺

وقتی استادت بود...

دختر کوچولو p5از رو میز بلندم کردو گذاشت پایین ...دستمو گرفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط