{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد هفتاد هشت🍷🔪


خوشگل شده بودم
موهام و از بالا محکم بسته بودم

سمت برگه آزمایش رفتم و اونو تو یه پاکت گذاشتم
با لبخند برداشتم

آروم سمت پایین رفتم و روی میز گذاشتم

با مهربونیت رو به خدمتکارا گفتم
+اماده شد غذا؟

خاتون جدی بله ای گفت که سری تکون دادم
+بقیش با خودم شما برین

بعد شروع کردم تزیین کردن غذا
آروم روی میز چیدم

چند تا شاخه گل ام گذاشتم که صدای در اومد
فکر کنم اومد

آروم سمت در رفتم و بازش کردم
که اومد داخل
با دیدنم ابرویی بالا انداخت و لب زد
+سلام خانومم!

سری تکون دادم و با لبخند نگاهش کردم
_سلام...

با تای آبروی بالا رفته گفت
+اتفاقی افتاده؟

نچی کردم
_مثلا چه اتفاقی؟

شونه ای بالا انداخت و من کتشو در آوردم
+خوشگل کردی..
دیدگاه ها (۲)

ملشییییییی🥺🥺🥺🥺🥺

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هفتاد نه🍷🔪+خوشگل بودم...به چشمت نمی اوم...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هفتاد هفت🍷🔪بلند شدم از جام و آروم آروم ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هفتاد شیش🍷🔪#پریروزا همینجوری می‌گذشت حا...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.44یکم تعلل کرد ولی در ...

.. MY DOLL.. ویو ی ا.ت رفتیم لباسامون رو عوض کردیم و اومدیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط