هبوط

هبوط....
آتشی شب در نیستانی فتاد
سوخت چون عشقی که در جانی فتاد

شعله تا مشغول کار خویش شد
هر نیی شمعِ مزار خویش شد

نی به آتش گفت
کاین آشوب چیست؟!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

هبوط....دست قضا بود وگرنهسیبگندمیا هر تصمیمی که آدمی گرفته ب...

هبوط.......اول نوشت این ذهن که آبستن شعری تازه است برای تولد...

آخر نوشت....پاییز ها میآیند ارغوان خفته را روی شانه اشبه ل...

هبوط.....دلم می‌خواست در طول زندگی‌ام، در برابر کم‌ترین زخمه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط