{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخر نوشت....

آخر نوشت....

پاییز ها میآیند
ارغوان خفته را روی شانه اش
به لالایی اندیشه دعوت کند

او
برای بستن چشمانمان

کمی سرما به روی شهر می پاشد و بس

.....هبوط.....
دیدگاه ها (۸)

هبوط....آتشی شب در نیستانی فتادسوخت چون عشقی که در جانی فتاد...

هبوط....دست قضا بود وگرنهسیبگندمیا هر تصمیمی که آدمی گرفته ب...

هبوط.....دلم می‌خواست در طول زندگی‌ام، در برابر کم‌ترین زخمه...

پیداشدگان

راز سئول باران بی‌وقفه روی خیابان‌های تاریک سئول می‌بارید. ه...

السلام علیک ایها الامام الرئوف #علی ابن موسی #الرضا علیه الس...

برای همیشه..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط