پرتقال

.

مدت ها پیش بود که داشتم از جایی رد میشدم
ناخواداگاه یه چیزی توجه ام رو جلب کرد،از دور یه رنگ نارنجی کوچیک کنار جاده دیدم
خیال کردم یک گلِ کوچولو هست که کنار جاده در اومده قدم هام رو تند تر کردم که زودتر ببینمش
نزدیک که شدم خبری از گل نبود
فقط یک تکه پوست پرتقال بود همین!
بعضی ادمها هم مثل پوست پرتقالن، نزدیک که میشی تازه میفهمی،
تازه چشمت رو هم عطرشون می سوزونه!
بعضی ادمها فقط پوست پرتقالن!
#متن_نوشت
#متنک
#شکوفه_دهقان


کپی با ذکر نام √

#لبیک_یا_خامنه_ای
#حجاب #لبیک_یامهدی #شعر #دلنوشته #مذهبی #مذهبی_ها_عاشق_ترند #چادری #گل #پاییز #عشق #عاشقانه #چادرانه #لباس #ورزش #سلامتی #مد
دیدگاه ها (۰)

حاج قاسم شعر

ترانه : حاج قاسم

می کنی آرایش و لبها لبو

پنجره ها پر از حرفند

گفت:دیدیش امروز؟زمزمه کردم: نه خداروشکر!یه ابروشو بالا انداخ...

Novel panleo ♡ #part⁴⁸ ♡『 paniz 』با غلت خوردن از خواب بیدار ...

7:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویلفردای آن روز جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط