فیک زندگی با ماکان

فیک زندگی با ماکان
پارت ۱
های من سارام و ب همراه دوتا از دوستام (السانا و سارا ک با من هم اسمه) توی پارک ها ساز میزنیم و میخونیم ی جورایی شغلمونه تا اینک ی عصری در حال اجرا بودیم ک خیلی غوغا ب پا شد با ویدیوش بعد ی مدت ی شماره زنگ زد یاشار بود سرپرست گروه ماکان بعد تماس
دوستی(سارا): کی بود چی گفت چ شد اصلا بنال سارا
سارا:(من) یاشار خسروی از مون شکایت کرده ک چرا چند روز پیش آهنگشو اجرا کردیم
السانا:چی (همراع با جیغ)
زدم زیر خنده
سارا:درخاست همکاری با گروهشون داده چند روز دیگ ب خونه اشون میریم
خلاصه نیم ساعت آب قند ب سارا و السانا میدادم
دوستی:ینی قرارع بربم خونه امیرهام زندگی کنیم
سارا:خنگ خدا زندگی چیه کار
السانا:چی بپوشیم وایی باید ی چی بپوشم مخ امیرو بزنم
سارا:خدایا ب کدامین گناه
دوستی:فکر کنی میفهمی خدت چ گناهی کردی
السانا:باید بریم خرید
سارا:هویی پول از کجا بیارم
دوستی : کلیه های گرامیتو بزا دیوار بفروش
سارا:یا نیگا روو رو برم
السانا:من پس انداز دارم برا خدم و سارا
سارا:منم ی کاریش میکنم خب شام چی بخوریم
دوستی:نون و پنیر
السانا:وا کیا رو میخام ببرم پیش رهامیر پیتزا سفارش بدین
سارا:دونگ هاتون بزارین وسط
دوستی:هی خدااااا پولکی نباش سارا
السانا: بنازم الان سفارش میدم
بعد شام استراحت کردیم صب زود با بچ ها آماده شدیم
خوشتون اومد؟!
دیدگاه ها (۶)

فیک زندگی با بنگتنپارت ۲جین:پاشو شام حاضر کردم بیا اینم خاهر...

فیک زندگی با ماکان پارت ۲چند روز گذشت صحبی ک داشتیم میرفتیم ...

فیک زندگی با بنگتنپارت ۱های من ات خاهر جین هستم ک ب در خاست ...

سلام من اومدم مرصی از حمایتتون⁦ \(◎o◎)/⁩

پارت ۲۱ فیک دور اما آشنا

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۱0

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط