ستاره ای در میان تاریکی پارت
ستاره ای در میان تاریکی پارت۲۲🌌
دکو : اه معذرت میخوام یهویی بود راستی مرسی ازتتت واقعا تو خیل..... 😱😱😱😨😳اعععععععععععععععععععع😖( قشنگ جیغ زد)
نویسنده : دکو وقتی داشت این حرفو میزد پاشو گزاشت رو زمین و اومد که ادامه حرفشو به ایمی بگه که یه دفعه با ظاهر جدی و با ماسک چشم بند ایمی مواجه شد و تا قیافشو دید از ترس سه متر پرید هوا🤣
ایمی هم چون انتظار این واکنش رو نداشت یهو شوکه شد و غریزی یه قدم پرید عقب دستشو کرد تو گوشش
و سرش رو کج کرد و بلند با متعجب گفت
_ چته تووووو.... 😵💫 صدا جیغت از صدا جیغ زدن دخترا هم بدتره.... مگه جن دیدی.... بابا منم ادمیزادم لولو خره خره نیستم اینجوری میکنی 😬😬😬😬
ایمی تا این حرفو زد یهو به خودش اومد و دوباره جدی شد تا حالا همچین واکنشی نشون نداده و خودشم مونده بود😳
دکو: اعععع ای واای واقعا منظوری نداشتم چیزه... یعنی... نه.. اخه ببینی... نه وایسا... هوا ..هوا.. سم نبود. . تتوییی ییهو یی... شدد واقعا ازتون معذرت می خوام اقا
ایمی * من برم تو افق مهو این پسره چشه اخه اقا 😑*
دیونه دخترم من
دکو: چییییییی من من..نمیدونم چه چو...( قیافش اس دو )
ایمی : باشه پسر ایراد نداره فقط خواهش میکنم یه نفس بکش سکته نکنی...
دکو : اممم چیزه هه.. وا. وواقعا معذرت.. مممیخوا م.. م یعنی چیز..😵💫😵💫😵😵😵 اههه 😖
(همش داشت من من میکرد و دستشو تو هوا تکون میداد یعنی قشنگ لبو شده بود 😳😳😳😳)
دکو : واقعا بابت کمکتون ممنونم ای وای ساعتو بینی الان دیرم میشه...اصلااا من رفتم خدافظ..... 💨💨🏃♂️
در چشمی بر ثانیه غیب شد
وایمی هم......
تموممم شددد😁😁😁
این پارت کوتاه شد شرمنده اخه کلاسم شروع شد
دکو : اه معذرت میخوام یهویی بود راستی مرسی ازتتت واقعا تو خیل..... 😱😱😱😨😳اعععععععععععععععععععع😖( قشنگ جیغ زد)
نویسنده : دکو وقتی داشت این حرفو میزد پاشو گزاشت رو زمین و اومد که ادامه حرفشو به ایمی بگه که یه دفعه با ظاهر جدی و با ماسک چشم بند ایمی مواجه شد و تا قیافشو دید از ترس سه متر پرید هوا🤣
ایمی هم چون انتظار این واکنش رو نداشت یهو شوکه شد و غریزی یه قدم پرید عقب دستشو کرد تو گوشش
و سرش رو کج کرد و بلند با متعجب گفت
_ چته تووووو.... 😵💫 صدا جیغت از صدا جیغ زدن دخترا هم بدتره.... مگه جن دیدی.... بابا منم ادمیزادم لولو خره خره نیستم اینجوری میکنی 😬😬😬😬
ایمی تا این حرفو زد یهو به خودش اومد و دوباره جدی شد تا حالا همچین واکنشی نشون نداده و خودشم مونده بود😳
دکو: اعععع ای واای واقعا منظوری نداشتم چیزه... یعنی... نه.. اخه ببینی... نه وایسا... هوا ..هوا.. سم نبود. . تتوییی ییهو یی... شدد واقعا ازتون معذرت می خوام اقا
ایمی * من برم تو افق مهو این پسره چشه اخه اقا 😑*
دیونه دخترم من
دکو: چییییییی من من..نمیدونم چه چو...( قیافش اس دو )
ایمی : باشه پسر ایراد نداره فقط خواهش میکنم یه نفس بکش سکته نکنی...
دکو : اممم چیزه هه.. وا. وواقعا معذرت.. مممیخوا م.. م یعنی چیز..😵💫😵💫😵😵😵 اههه 😖
(همش داشت من من میکرد و دستشو تو هوا تکون میداد یعنی قشنگ لبو شده بود 😳😳😳😳)
دکو : واقعا بابت کمکتون ممنونم ای وای ساعتو بینی الان دیرم میشه...اصلااا من رفتم خدافظ..... 💨💨🏃♂️
در چشمی بر ثانیه غیب شد
وایمی هم......
تموممم شددد😁😁😁
این پارت کوتاه شد شرمنده اخه کلاسم شروع شد
- ۶۲۷
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط