{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه دوست داشتم اخر شب تو اتاقم چراغ مطالعم رو روشن کنم

همیشه دوست داشتم اخر شب تو اتاقم چراغ مطالعم رو روشن کنم و تاریخ طبری بخونم و چای بنوشم

ولی معمولا لامپو خاموش میکنم و میام اینجا پست میذارم

شب همتون آ لبالووویی
بای بای تا فردا
دیدگاه ها (۵)

ﮐﺎﺵ ﻣﻨﻢ ﯾﮑﯿﻮ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺷﺒﺎ ﺗﺎ ﺑﺶ ﺷﺐ ﺑﺨﯿﺮ ﻧﻤﯿﮕﻔﺘﻢ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﻧﻤﯿﺒﺮﺩ...

طرز تهیه این مانتو جلو بازها: . . یه دونه ملافه رو بر میداری...

واســــــــــــه دل کـــــــــــــــــندن از فضــــــای مجاز...

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

love in the dark⑧⑤یک ساعت بعد ا/ت: نخوابیدی؟ کوک: نه رفتم کن...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 37ویوی ا. تماشین ناگهان وارد ی...

سناریو ایزانا پارت ۱

#silence_after_you#Part3با نشستن هواپیما چمدونم رو برمیدارم ...

True Love③تهیونگ: کی میخوای شروع کنی؟ م: شروع میکنم به نوشتن...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط