{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بـــــســــم

بـــــســــم
الـــــلـــه
الـــرحــمــن الرحـــیـــم..

کــلـاویــه‌هــای پــیــانــو زنــدگــیـم ++
جزء 1..:« کاتیا و ساشا .

نویسنده :« دختر اقیانوس.
جزء ها :« 2 جزء
ژانر :« پلیسی ، مدرسه ای ،عاشقانه ، طنز .
ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ--ـ-
محصول :« روسیه .

بــــــه نـــام خــــــدا .ــ
part 1,,
داستان زندگیم‌ از اونجا شروع شد که ..
ای وای شارژ گوشیم کوووو ماماننننننن
.. ای بابا یادم رفت خودم رو معرفی کنم ، من کاتیا . دختری ساده .. اصلا بزار باهاتون گرم بگیرم .. من کاتیا هستم دختری روانی ساده و دلقک 🙂 خخخ عه بسه شوخی ، من ۱۷ سالمه و از عجایب خداوند ۲ تا خواهر دارم و ۲ تا برادر .
خواهرام یکی ازدواج کرده دارم و یکی تازه داره عقد می‌کنه ، و من تازه دارم آینده مو توی خرد کوچیک خود میکشم . مادر گرامی داره صدام میزنه 😐 عی بابا.
1,2,3 بلهههههه مامااااان اومدم ،

روایت داستانی

کاتیا قبل از رفتن نگاهی بیندازید به تیپ خود در آینه ، یه کت چرم آلبالویی و شلوار البته شلوار نه شلوارک جین و تاپ زیر کت به رنگ سیاه ، چمدون خودش رو برد و به سمت سالن حرکت کرد ..

کاتیا --ــ--
از طویله خود نجات پیدا کردم مثل همیشه خواهرم نادیا با برادرم رومن درحال مبارزست و لباس های خونگی پوشیدن ، مامان که آماده بود بابا داشت ماشین رو چک می‌کرد و خواهر بزرگم نینا با بچش توماس درگیره دنبال برادرم ارن بودم که با حوله حمام و موهای خیس سوپرایزم کرد سگ همیشه من رو می ترسونه تا حیاط دنبالش دویدم آخرش ایستادم و «برات دارم»
گفتم و رفتم وسط سالن ، با لبخندی ملیح و زیبا به این خانواده‌ نگاه میکردم ، خانواده ای که مثل این ضرب و مثل میشه هرچی کنی به خود کنی، یعنی هرکاری میکنی به خودت برمیگرده و ما رو از هم جدا نمیکنه ..

ساشا --ـــ--

از خودم خستم .. من ساشا هستم پسری آروم و ساده اما از خانواده ای ثروتمند ، من ۱۹ سالمه از اقوام کرلوف هستم و مثل همیشه با طایفه پتروف دشمنی داریم ، دارم لباسام رو مرتب میکنم می‌زارم تو چمدون خودم به قول بابا و مامان قراره یه سفر بریم و تو اون شهر به مدت یک سال بمونیم ، نمیدونم از نظر بقیه چیه‌ ولی از نظر من مزخرفه و فقط دارم با اونا میرم ، من ۲تا برادر دارم یکی الکس و دومی جک اینا پایه ترین بودن اما الکس پایه تر از جک نیست ، الکس خودش رو مردونه تر میبینه و هیچوقت تصمیم نگرفت که مثل جک بشه ،
جک پسر ۲۱ سالس و همچنین با من به یک دانشگاه می‌ره و یک خواهر دارم که ۱۲ سالشه و اسمش الینا ست ، خلاصه زندگیم داستان داره و من شنونده ندارم پس قرار نیست تا فردا بشینم بگم فلانی اسمش چیه ، کی من میشه و اینا ..

کاتیا --ــ--

این مسافرت فقط برای من بود ، میخواستن من رو به بهترین دانشگاه تو مسکو ببرن ، درسته وضعیت مالی خوبی نداشتیم اما شنیدم که پدرم از کلاس هشتم راهنمایی برای من سرمایه گذاشته تا من رو تو این دانشگاه ثبت نام کنه ، توی راه دوستم آریانا بهم زنگ زد ..
مکالمه آریانا و کاتیا --ــ-- کاتیا ( ـ )
آریانا ( + )
ـ سلام
+ سلام کجایی ما رسیدیم دانشگاه .
ـ من تو راهم و تو بهم زنگ زدی خر .
+ بابا زود باش الان ما باید کلید اتاقمون رو ببریم و لباس مناسب بپوشیم برای جشن .
ـ باشه ، باشه ... وایسا گفتی جشن من درست شنیدم ؟؟؟
+ اره دیگه جشن .
ـ چه جشنی ؟!
+ جشن معرفی دیگههه احمق ‌.
ـ من کهه لباس خوب ندارم اسکل حالا چیکار کنم!!!!
+ برو بابا
ـ یعنی چی آریانا باید زود میگفتی خیلی سگیییی.
+ باشه بابا تو فکر این بودم و میدونستم که لباس نمیاری با خودت پس چند دست لباس هم واسم و هم واست آوردم .
ـ مرسییی عشقم دوست دارم 🫀
+ تازه داشتی فوشم می‌دادی الان داری قربون صدقم میری ؟؟؟

با آریانا کلی حرف زدم و ازش تشکر کردم که آخرش نفهمیدم که رسیدیم دانشگاه..
وسعت دانشگاه اونقدر زیاد بود که نمی‌تونستم به چیزی تشبیه کنم ، حیاطش روی دیوارش لوگوی کاراته بود ، خوشحال شدم چون ..‌ راستی بهتون گفتم که من کاراته کارم ؟؟ البته تو چشتون کمربند سیاهم .
به دانشگاه نگاه میکردم و میخندیدم در آینده چی در انتظارمه؟!
...

پایان پارت نامبر 1🔹 رمان جدید رو بخونید 🗿🧚
دیدگاه ها (۰)

# به گـــذشــــتـــه‍.±

کراااشم تو تابستون 🗿🥲 فالو شه🥲❤️@little-mo-on

عیدتون مبارک ❤️

پدصگ چقدر خوشگلی 😭😭😭💅💅💅🛐🛐🛐

ظظ ظظچند پارتی وقتی دوستید شروع پارت ۱ : ات : خدایا چقدر بد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط