{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمین را عاشقت کردی، هوا را عاشقت کردی

زمین را عاشقت کردی، هوا را عاشقت کردی
و هر چه بود بین این دو تا را عاشقت کردی

گِلت وقتی که حاضر شد خدا لبخند زد، یعنی
ز بس زیبا شدی حتی خدا را عاشقت کردی

به خود می بالم از عشقت ولی همواره می پرسم:
چه در ما یافتی آیا که ما را عاشقت کردی؟!

نه تنها من، نه تنها او، نه تنها شاعران، حتی
غزل را، بیت ها را، واژه ها را عاشقت کردی

سپس عشق تو از واژه به قلب ساز ناخن زد
و بعد از آن دور می فا س لا را عاشقت کردی

به وقت خواندنت بی اختیار از بغض لبریزم
تو حتی بغض را، حتی صدا را عاشقت کردی
دیدگاه ها (۱)

نگو دوستت دارم.... انسان این واژه را می شنود واژه از پوستش ر...

دستان تو نقاشان ماهرند طرحی کشیده‌اند در من مختصر به نام #عش...

سفیر کبیر Grand Ambassador

PT/2 ات بی اختیار به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط