شیخمرتضیانصاری علیه الرحمه مادرش را بر روی شانه می گذاشت و به حمام می ...

🍂🌺🍂🌺🍂🌺

✍شیخ_مرتضی_انصاری علیه الرحمه، مادرش را بر روی شانه می گذاشت و به حمام می برد تا زن ها او را بشویند و مجدد بر روی شانه می گذاشت و به منزل می آورد.
🔹مردم از او می پرسیدند :
در منزل قاطر یا الاغی نداری که او را روی آن بگذاری؟
فرمود: دارم.
نمی دانید از وقتی مادرم را بر دوش گرفتم، زیر این بار به ظاهر سنگین چه گره هایی برایم باز شد.
🔸وقتی #مادر ایشان از دنیا رفت، به پهنای صورت گریه می کرد.
چون سن و سالی از مادرش گذشته بود از گریه ی سختِ او اشکال کردند.
در جواب فرمود:
🔸گریه ام برای این است که از امروز به بعد، به چه شخصی خدمت کنم که خدا این همه گره هایم را باز کند؟
مگر در عالم از مادر😘، سنگین وزن تر برای رسیدن به خدا داریم؟


💚اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرالموستودع فیها بعدد ما احاط به علمک💚


✅ برای ظهور دنبال کنید ➖➖👇👇
@baraye_zohor
دیدگاه ها (۰)

🔴 #استاد_رائفی_پور  نقد و بررسی فصل دوم #سریال_حلقه_های_قدرت...

#فتنه_فواحش #فتنه_کذابین

یک شب تو خواب دیدمش بهش گفتممحمدرضا اینقدر از حضرت زهرا(سلام...

( عشق اغیشته به خون )پارت ۲۲۲میون‌شی دست جان را رها نکرد و ت...

چانمی محکم گفت : معذرت خواهی تو به دردم نمیخوره یوبین معذرت ...

The Royal Veil p28— پارت: قصر وقتی خون را دیددرِ اصلی قصر با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط