{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رهگذر

رهگذر
سخن از ماندن نیست،من و تو رهگذریم،راه طولانی و پر پیچ و خم است،همه باید برویم تا افقهای وسیع،تا آنجا که محبت پیداست و شاید اینجا سر آغاز بودن است و من و تو و هیاهوئی در شهری سبز و آبی و خاکستری
ما می گریزیم
شاید از بودن
شاید از ماندن
شاید از رفتن
جز هراس ما را چه باید
من و تو رهگذریم
به فردا بیند یش به طلوعی دیگر و به آغازی دوباره و ما گشایندهء راهیم لغزش صبر مداومت
ولی بدان و باور کن
اینجا بی شک آغاز بودن ماست.
دیدگاه ها (۲)

همیشه در شیرین ترین لحظات زندگی در انتظار تلخی باش که غم و ش...

به کودکی گفتند :عشق چیست؟گفت : بازی  به نوجوانی گفتند : عشق ...

.صبح آمددفتراین زندگی رابازکن,زیستن راباسلام تازه ای آغازکن,...

برای بهترین دوستانممهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادر...

#سرنوشت—----------------------------------------------------...

اهل سمپادم ...

به نام او که تو را آفرید و مرا آفرید و دوستی را آفرید ...

🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 ...

شهری در آسمان قسمت پنجم خرمشهر شقایقی خون‌رنگ است كه داغ جنگ...

نورا همیشه با حسِ بازگشت از جایی دور از خواب بیدار می‌شد، نه...

شهری در آسمان قسمت چهارم ورودی خرمشهر، میدان مقاومت‌ ‌‌بر ای...

«دکترینِ حَد | مانیفستِ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیای رانت...

«دکترینِ حَد | مانیفستِ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیای رانت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط