{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏رفتم نون بگیرم نونوایی خالی بود

‏رفتم نون بگیرم نونوایی خالی بود
اهنگ ابی داشت پخش میشد
یهو یکی از پشت بغلم کرد

با بغض گفتم چقدر منتظر این لحظه بودم ابی جان

یهو صدای احمد ذوقی گونه ای گفت
ابی سرش شلوغ بود نتونست بیاد
خداوکیلی تو منو امتحان کن🙈 😄
دیدگاه ها (۲)

‏من بالاخره فهمیدم چرا پیتزا "گرده" جعبش "مربعه" و وقتی میخ...

بزرگترین برگ دنیا رو مشاهده میکنید🍂 این برگ‌ از جنگل آمازون ...

هواپیمای جواهر نشان دیده بودید ؟! مال اماراته ! من که رفتم ت...

ﻣﺮﺩ ﻫﯿﺰﻡ ﺷﮑﻨﯽ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻮد، ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺗﺒﺮﺵ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ...

my snow ❄#my_snowPT 17ویو ات:صبح زود بود.هوای کلبه مثل همیشه...

همخونه اجباری.. پارت 55."ویو جئون جونگ کوک"اولش...واقعاً خند...

𝙋 :: 6ویو ا/ت ::جونگ کوک رفت حساب کنه منم رفتم براش کفش انتخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط