از زندگی از این همه تکرار خسته ام...
از زندگی از این همه تکرار خسته ام...
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام...
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه...
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام...
دل سوخته سوی خانه،تن خسته میکشم...
آه...کزین حصار دل آزار خسته ام...
بیزارم از خموشی تقویم روی میز...
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام...
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود...
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام...
تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید...
از حال من مپرس که بسیار خسته ام...
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام...
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه...
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام...
دل سوخته سوی خانه،تن خسته میکشم...
آه...کزین حصار دل آزار خسته ام...
بیزارم از خموشی تقویم روی میز...
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام...
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود...
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام...
تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید...
از حال من مپرس که بسیار خسته ام...
- ۱.۳k
- ۲۱ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط