{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزگاری ماهم عین گل نگاری داشتیم

روزگاری ماهم عین گل نگاری داشتیم
این چنین خارنبودیم اعتباری داشتیم
ای که مارادرزمستان دیده أی باپشت خم
این زمستان رانبین ماهم بهاری داشتیم
دیدگاه ها (۳)

من مانده ام، ضمائر که تمام شود ، با چه کسی هم آغوش خواهی شد؟

.

.

.

#جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم #زندگانی را و گم ...

افسانه ی خون و گل قسمت ۲۵: سایه‌یِ پدردر همین حال، آقایِ جئ...

★彡   Part 2 彡★ خواستم جیغ بکشم ولی صدام داخل دهنم خفه شد.دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط