{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب دیدم ما را بریدند و به کارخانه چوب بری بردند

خواب دیدم ما را بُریدند و به کارخانه‌ چوب بُری بردند.
آنکه عاشق بود، پنجره شد؛
آنکه بی رحم بود، چوبه‌ی دار؛
از من اما دری ساختند برای گذشتن
#پل_الوار
دیدگاه ها (۲)

در چارراه‌ها خبری نیست ،یک عده می‌روندیک عده خسته بازمی‌آیند...

برهنه نمی‌شوممگر هنگامی که تورا بپوشانم ... #آدونیس

و دایره‌ی حضورتجهان را در آغوش می‌گیرد... #احمد_شاملو

زمستان بودبوسه آتش زدیم و گرم شدیم ... #غلامرضا_بروسان

part29 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》گفتن که فردا صبح به مقصد می‌رس...

از شرم خلاص نمیشی … p15

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 23Πدخترم تو نگران من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط