{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش یه مغازه بود آدم میرفت میگفت

کاش یه مغازه بود آدم میرفت میگفت
بی زحمت یه کم "خیال خوش" میخوام
ببخشید این "خنده ها از ته دل" چندن؟
آقا!
این "آرامشا" لحظه ای چند؟
این "بی خیالیا" که میپاشن رو زندگی مشتی چند؟
ازین "روزایی که بی بغضن" دارین؟
ازین "سالایِ بی رنج" اندازه دل ما دارین؟!
این "شادیا" دوام دارن؟!
نه...
کاش یه جایی بود میشد رفت و بگی آقا یه "زندگی" میخوام
بی زحمت جنس خوبش...🍂
دیدگاه ها (۲)

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

رمان دخت من

سناریو مایکی { جنگل چشمات } درحالی که اون مرد ها در اتاق رو ...

کاش یه مغازه بود آدم میرفت میگفتبی زحمت یه کم "خیال خوش" میخ...

کاش یه مغازه بود...آدم میرفت ،میگفتــ...بی زحمت یه کم "خیال ...

کاش یه مغازه بودآدم میرفتمیگفتبی زحمت یه کم "خیال خوش" میخوا...

کاش یه مغازه بودآدم میرفتمیگفتبی زحمت یه کم "خیال خوش" میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط