{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش یه مغازه بودآدم میرفت

کاش یه مغازه بودآدم میرفت
میگفت
بی زحمت یه کم "خیال خوش" میخوام
ببخشید این "خنده ها از ته دل" چندن؟
آقا!
این "آرامشا" لحظه ای چند؟
این"بی خیالیا" که میپاشن رو زندگی مشتی چند؟
ازین "روزایی که بی بغضن" دارین؟
ازین "سالایِ بی رنج" اندازه دل ما دارین؟!
این "شادیا" دوام دارن؟!
نه...
کاش یه جایی بود میشد رفت و بگی آقا یه "زندگی" میخوام، بی زحمت جنس خوبش..
دیدگاه ها (۱۶)

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

رمان دخت من

سناریو مایکی { جنگل چشمات } درحالی که اون مرد ها در اتاق رو ...

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

کاش یه مغازه بود...آدم میرفت ،میگفتــ...بی زحمت یه کم "خیال ...

کاش یه مغازه بود آدم میرفتمیگفت :بی زحمت یه کم "خیال خوش" می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط