یه روزمیاد...
یه روزمیاد...
توخونمون کنارهم نشستیم،
یدفعه دخترمون هی ازخودش صدادرمیاره
میریم پیشش میبینیم دسته ی مبل روگرفته وایساده!
دوتایی باهم جیغ میزنیم : وااای فدای دخترم بشم بیاسمت مامانی
توبگی: نخیر بیا سمت بابایی
بعد دوتایی بریم سمتش دستاشو بگیریم...♥♡
❤s❤
توخونمون کنارهم نشستیم،
یدفعه دخترمون هی ازخودش صدادرمیاره
میریم پیشش میبینیم دسته ی مبل روگرفته وایساده!
دوتایی باهم جیغ میزنیم : وااای فدای دخترم بشم بیاسمت مامانی
توبگی: نخیر بیا سمت بابایی
بعد دوتایی بریم سمتش دستاشو بگیریم...♥♡
❤s❤
- ۲.۰k
- ۱۰ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط