{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Empire of the Six Towers:

Empire of the Six Towers:
Lawyers' Battle
امپراطوری شش برج : نبرد وکلا
p²⁴
شب *
واقعا کلی پرونده و کار سرم ریخته بود . الان ساعت ۷ شبه و فقط منو آریا و اِما و یک دو سه نفر دیگه موندن . واقعا خسته شده بودم .
کیتی و اِما و لیسا توی گروه چتمون پیام دادن : بچه ها بیایین امشب ریم کافه و یا بیرون .
همه موافقت کردیم .
منم سریع رفتم سرویس بهداشتی و آرایشم رو تمدید کردم .
موهامو دم اسبی بستم و لباسم هم عوض کردم . "لباس اسلاید دوم *"
من همیشه یک دست لباس راحتی باخودم برمیدارم . خلاصه حاضر شدم برم کافه .
رفتیم به لوکیشن و کلی خوشگذرونیدیم بعد مدت هااااا .

صبح روز بعد *

امروز ساعت ۹ بیدار شدم و ساعت ۱۰ و نیم شرکت بودم . بخاطر این دیر بیدار شدم چون که بیشتر کارهام رو شب قبلش انجام داده بودم و امروز روز دادگاه و جلسه بود .

ساعت ۱۲ *

ساعت ۱۲ جلسه شروع شد و ساعت ۱ تموم شد .

چند روز بعد *

همه چیز خوب و عادی بود تا اینکههههه ....
ادامه دارد ....
#اکشن #روزمرگی #وکالت #دیالوگ #عاشقانه #سناریو #داستان #فیک_نویسی #رمان #غم_انگیز #نفرت_به_عشق #نفرت_به_عشق
دیدگاه ها (۰)

Empire of the Six Towers:Lawyers' Battleامپراطوری شش برج : ن...

Empire of the Six Towers:Lawyers' Battleامپراطوری شش برج : ن...

Empire of the Six Towers:Lawyers' Battleامپراطوری شش برج : ن...

Empire of the Six Towers:Lawyers' Battleامپراطوری شش برج : ن...

Empire of the Six Towers:Lawyers' Battleامپراطوری شش برج : ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط