🔸 مصرع ناقص من کاش که کامل می شد
🔸 مصرع ناقص من کاش که کامل می شد
🔹 شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد
🔸 شعر در شأن تو، شرمنده به همراهم نیست
🔹 واژه در دست من آن گونه که می خواهم نیست
🔸 من که حیران تو حیران توام می دانم
🔹 نه فقط من که در این دایره سرگردانم
🔸 همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد
🔹 شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد
🔸 کعبه از راز جهان، راز خدا آگاه است
🔹 راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است
🔸 کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
🔹 «پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»
🔸 کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
🔹 خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید
🔸 کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت
🔹 قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:
🔸 «ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
🔹 مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»
🔸 می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت
🔹 ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط
🔸 نه فقط دست زمین از تو، تو را می خواهد
🔹 سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-
🔸 زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند
🔹 لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند
🔸 دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی
🔹 رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی
🔸 وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی
🔹 وای اگر، پارچه ی زرد، به سر می بستی
🔸 در هوا تیغ دو دم نعره ی هو هو می زد
🔹 نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد
🔸 بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار
🔹 پا در این دایره بگذار عدم را بردار
🔸 بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی
🔹 یازده مرتبه در آینه تکرار شدی
🔸 راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
🔹 کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست
🔸 روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
🔹 «ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید.
🔹 شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد
🔸 شعر در شأن تو، شرمنده به همراهم نیست
🔹 واژه در دست من آن گونه که می خواهم نیست
🔸 من که حیران تو حیران توام می دانم
🔹 نه فقط من که در این دایره سرگردانم
🔸 همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد
🔹 شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد
🔸 کعبه از راز جهان، راز خدا آگاه است
🔹 راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است
🔸 کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
🔹 «پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»
🔸 کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
🔹 خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید
🔸 کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت
🔹 قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:
🔸 «ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
🔹 مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»
🔸 می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت
🔹 ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط
🔸 نه فقط دست زمین از تو، تو را می خواهد
🔹 سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-
🔸 زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند
🔹 لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند
🔸 دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی
🔹 رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی
🔸 وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی
🔹 وای اگر، پارچه ی زرد، به سر می بستی
🔸 در هوا تیغ دو دم نعره ی هو هو می زد
🔹 نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد
🔸 بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار
🔹 پا در این دایره بگذار عدم را بردار
🔸 بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی
🔹 یازده مرتبه در آینه تکرار شدی
🔸 راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
🔹 کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست
🔸 روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
🔹 «ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید.
- ۲.۱k
- ۲۲ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط