{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببخش این هردو چشمم را اگر ناگاه می خوابد

ببخش این هردو چشمم را اگر ناگاه می خوابد
که سربازان نمی خوابند وقتی شاه می خوابد
من از تو بوسه ی دزدانه ای می خواستم اما
چه سود آنجا که صاحب خانه ای آگاه می خوابد
سبک تر می کند پلک تو تیغ راهزن ها را
که گاهی کاروان خسته ای در راه می خوابد
چه در اندام ترد خویشتن داری که خود حتی
پلنگ بر پتو در حسرت این ماه می خوابد
همیشه شاعری چون من در آغوش زنی اما
پریزادی پریخو چون تو با اشباح می خوابد
کمی کوتاهتر از قبل می گردد شبم وقتی
زنی مانند تو با دامنی کوتاه می خوابد ..
دیدگاه ها (۵)

بوسه گاهی در خیابان خوشتر استعشقبازی زیر باران خوشتر استدر ت...

کشیده است به رسوایی و جنون کارممیان جمع بگویم که دوستت دارم؟...

خستگیها کم نیستچشم هایم تار می‌بینند اما...! نوای تار نیستگو...

باز اگه بباره بارونتوی کوچه و خیابونمی‌گیرم دست دلم رومیزنیم...

با لبخند گفت راستش چند وقتی زیر نظرت داشتم بعد گفت ۳ روز فرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط