{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز اگه بباره بارون

باز اگه بباره بارون
توی کوچه و خیابون
می‌گیرم دست دلم رو
میزنیم به کوه، بیابون
من و یک عینک خیس و
یاد "تو" و خودنویس و
واژه های تند نویس و
چرک نویس و پاک نویس و
پُلایی که گشته ویرون
اسم "تو" تو گوش من زنگ
جاده میرقصه به آهنگ
منِ بیقرار و بی دل
سحر و ساز شباهنگ
چشم و چشمه های گریون
من و گاردریلای جاده
می دویم پای پیاده
"تو" چراغِ راهی و من
سایه های بی نشانه
آخ اگه بباره بارون...!
دیدگاه ها (۵)

خستگیها کم نیستچشم هایم تار می‌بینند اما...! نوای تار نیستگو...

ببخش این هردو چشمم را اگر ناگاه می خوابدکه سربازان نمی خوابن...

و تو که نیستیدلم به کوچه نمی زندپایم به خیابان کشیده نمی شود...

‍ ‍ هیچ گاه از چشم هایت، گریه خواهش کرده ای؟شانه های سوگواری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط