{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کشیده است به رسوایی و جنون کارم

کشیده است به رسوایی و جنون کارم
میان جمع بگویم که دوستت دارم؟!
که دستگیری ام ای عشق می کند آیا
خدا نکرده اگر از تو دست بردارم؟
گرفت بارِ غمت را به دوش هر کس، مُرد
خبر دهید که من زنده زیر آوارم
مراقبم که مبادا تُهی شوم از تو
قسم به چشمِ تو! در خواب نیز بیدارم
شبیهِ اسفندم بی قرارِ گریه ی سیر
شب و غروب و سحر، صبح و ظهر می بارم..
دیدگاه ها (۲۳)

شدبه من الهام جانم رابه جانت بسته اند واژه واژه عشق را ...

پاییز می رود و من تمامِ خاطره های پاییزانه ی مان را در صندوق...

بوسه گاهی در خیابان خوشتر استعشقبازی زیر باران خوشتر استدر ت...

ببخش این هردو چشمم را اگر ناگاه می خوابدکه سربازان نمی خوابن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط