نیست به جز یار ما واقف اسرار ما

نیست به جز یار ما، واقفِ اسرار ما
واقفِ اسرار ما، نیست به جز یار ما

شعله‌ی انوار ما، هیچ ندارد نشان
هیچ ندارد نشان، شعله‌ی انوار ما

چهره‌ی دلدار ما درخورِ هر دیده نیست
درخورِ هر دیده نیست چهره‌ی دلدار ما

بر سر بازار ما، هیچ مگو غیر دوست
هیچ مگو غیر دوست، بر سر بازار ما

در دل بیمار ما، درد بُود -درد و بس-
درد بُود -درد و بس-، در دل بیمار ما

گفت به سِر یار ما، رمز چو گفتار ما
رمز چو گفتار ما، گفت به سِر یار ما

وعده‌ی دیدار ما، رو ز «جمالی» بپرس
رو ز «جمالی» بپرس، وعده‌ی دیدار ما

#پیرجمال_اردستانی
دیدگاه ها (۶)

قسم به عشق ، که دنیای من اگر دنیاستبیا برای تو باشد هر آنچه ...

یک سینه حرف هست، ولی نقطه‌ چین بس استخاتون دل و دماغ ندارم ه...

پر از سڪوتم و حرفے براے گفتن نیست ڪسے شریڪِ سڪوتِ شبانه یِ م...

شعر

#پیرمرد ی تمام عمرش را بین #بازار و #کوچه سر می کردهرکسی بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط