{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پروردگارا.....!

پروردگارا.....!

"تو" را در حضور همه و چه در خلوت میخوانم..
"تو" را در جای جای وجودم قرار میدهم
و میخواهم همیشه در قلبم جا داشته باشی....

من "تو" را میپرستم و به
"تو" محتاجم و با افتخار به "تو" مینازم،
چون خوب میدانم همیشه با منی،

چه خوب که هستی و چه خوب تر که در دلم جای داری،،،
"تو" بزرگتر از آنی که فکرش را میکردم...

معبود من.....!

"تو" را نفس میکشم،
عمیق و پاک مثل خنکای دم صبح،
هوای کوهستان
با مهی جاری شده در بلند ترین نقطه اش،،،

هر زمان هر بلایی سرم آید تقصیر دوری از توست،
بیخودی پای تقدیر و سرنوشت میگذارم،
بی "تو" هیچم ....

رهایم مکن و دستم را بگیر....
دیدگاه ها (۱۱)

پــــروردگارا.....!"تو" را در حضور همه و چه درخلوت میخوانم"...

پائیز-1970از گلورینا به ایرزاک...سلام مرهم جان!در خانه را که...

وصیت نامه کامل شهید حجت الله رحیمی تاریخ : شنبه، 23 اردیبهشت...

وصیت نامه کامل شهید حجت الله رحیمی تاریخ : شنبه، 23 اردیبهشت...

ای مرد خدا سالروز شهادت مبارکوصیت نامه خادم الشهداء حجت الله...

همیشه بد نیست (پارت ۳) اگه این سری میخواست ی بلایی سرم بیاره...

شب ها زیر دوش آب سرد رها می کنم بغض زخم هایم را در حالی که ه...

قلبی که دوباره تپید پارت۲

@mobina.one هر چی بیشتر میگشتم ، کمتر به نتیجه می رسیدم .مثل...

عزیز البریهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط