{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چشم هایم که چشم می دوخت...

به چشم هایم که چشم می دوخت...
نفسم می بُرید...
بعدها فهمیدم...
عشق...
خودش می بُرد و می دوزد...
گوشش هم به هیچ چیز و هیچ کس بدهکار نیست...

🌺 🌺 🌺 🌺
دیدگاه ها (۹)

خوشبختی یعنیقدم زدن در بن بست تو...

دیوانه ترین دلبر این شهر تو بودیای وای به حال دل دیوانه پسند...

تو می‌دانی که من بی تونخواهم زندگانی را..

گَر دِلم در عِشق تودیوانه شد؛ عیبش مکن...

من هم روزگاری فکر می‌کردم عشق همه چیز را حل می‌کند. بعدها فه...

آدمیزاد عجب قصه‌ی عجیبی‌ست؛گاهی برای به‌دست آوردنِ دنیا می‌د...

قاصدک‌های پریشان را که با خود باد بردبا خودم گفتم مرا هم می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط