{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ح حالتون خوبه اقا

+ح.... حالتون خوبه اقا؟
=فرار کن! برو
+چرا؟
=برو ممکنه بیاد برو!
+شما ها چرا اینجایید؟
=همه ما رو میکشه همه رو!
+کی؟... این؟(گوشیش رو با ترس باز کرد و عکس تهیونگ رو نشون داد)
=اون قاتله.... تا نیومده(حرف مرد کامل نشد و از ترس
ساکت شد)
+چی شد؟ چته؟ تا نیومده چی؟
(ویو نویسنده: جین خواست برگرده که تهیونگ موهای جین رو کشید و امپول رو تو گردنش فرو کرد جین دست تهیونگ که روی گردنش بود رو گرفته بود... تهیونگ امپول رو اروم در اورد)
_نباید میومدی!

جین نتونست حرف بزنه و رو زمین افتاد... دارویی بیهوشی قوی بود

(فردا شب)
(ویو نویسنده: جین با سر درد بیدار شد دید دست و پاهاش بسته شده سرش رو برگردوند و دید تهیونگ لباس نپوشیده و فقط یه شلوار مشکی گشاد پوشیده)
+ک.... کجام؟
_(برگشت) بیدار شدی؟
+گفتم کجام عوضی؟
_هیششش....(موهای جین رو نوازش میکرد) من زن های وح*شی رو زیاد دوست ندارم
+بگو که داری شوخی میکنی... بگو اون چیزای که دیدم دروغ بود!
_دروغ؟ احمق کوچولو...(یه پلاستیک که توش گوشت بود رو نشون داد تهیونگ موهای جین رو گرفت و نزدیک بسته کرد) بگو چی نوشته بلند بخون!(فریاد)
+گروه خونی O+ عضو کبد سن 49سال اسم....
(جین ساکت شد)




پارت ⑤
دیدگاه ها (۱۱)

_اوه اسم پدرت رو دیدی؟ +(جین خشکش زد) _دیدیش عزیزم؟ یون جو.....

صبح) _بیدارشو عزیزم.... بهت نیاز دارم.اگه بیدار نشی داداش کو...

پارت 20۳سال بعد +قند عسل مامان حاضر شدی! ☆م... مامان! _ایگو ...

پارت جدید بعد از چند وقت:|

تهیونگ تو کی هستی

تهیونگ تو کی هستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط