پیرهن چاک و غزل خوان و صُراحی در دست،
پیرهن چاک و غزل خوان و صُراحی در دست،
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان،
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست،
سر فرا گوش من آورد به آواز حزین،
گفت ای عاشق دیرینۀ من خوابت هست؟!
عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند،
کافر عشق بُود گر نشود باده پرست!
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان،
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست،
سر فرا گوش من آورد به آواز حزین،
گفت ای عاشق دیرینۀ من خوابت هست؟!
عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند،
کافر عشق بُود گر نشود باده پرست!
- ۱.۶k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط