{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سخت است انگشت نمای شب بودن

سخت است انگشت نمای شب بودن
وقتی با نبودنت یلدا را به تمام شبهای سال تعمیم می دهی
تا حافظ بدست مجنونی باشم در میان فالهایی که بگیر و نگیر دارند
اصلاً به من چه که فصلها مرتب تحویل می شوند
وقتی بی تو در هیچ کجای سال دلم خوش نیست
که فرقی نمی کند خورشید در کجای سال غروب می کند
از آغوش تو که دور افتاده باشم
هر شب یلدایی می شود به بلندای نبودنت
بیا
بیا کمی جای من بنشین
و برای تمام دیوارها انار دانه کن
بیا
و عذر یلدا را از شبهایم بخواه
بیا
من تاب پشت شب ماندنهای بی تو را ندارم
تا جای خالی ات سرد نشده بیا
این شبها تمامشان اجاره ای به شرط تملیک اند
وقتی هر غروب در جلد یلدا فرو می روند
آنقدر که تو نیستی!!!!!!
دیدگاه ها (۶)

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

من از توچیز زیادی نمی‌خواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

پروانه جان

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

معرفی فیک: قربانی بعدی Part 1

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط