{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد مَن باشد

یاد مَن باشد
فردا حتـما
باور این را بکنم
که دِگر فرصت نیست . . .
وَ
بدانم که اگر دیر کنم
مهلتی نیست مرا . . .

وَ
بدانم که شبی خواهم رفت . . .

و شبی هست
که نیست، پس از آن فردایی . . .


#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۱)

شب فرو می افتاد...به درون آمدم و پنجره ها را بستم،باد با شاخ...

آن دل که تو دیده‌ای زغم خون شدو رفتوز دیدهٔ خون گرفته بیرون ...

شَبیخیالِ تو گفتمببینم اندر خوابولیزِ فکرِ تو خواب آیدم!؟خیا...

اگر کوهم! خراب از قصۀ فرهاد خواهم شدکنار نام اهل عشق، من هم ...

و اما؛نیمه شبیمن خواهم رفت...از دنیایی که مال من نیستاز زمین...

و اما؛نیمه شبی من خواهم رفتاز دنیایی که مال من نیستاز زمینی ...

محبوب من در آغوشم زندگی کن آینده از آن ماست دیروز دوستت داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط