{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیخ گفت: چهل شب هر شب صد بار

شیخ گفت: چهل شب هر شب صد بار
"رب ادخلنی مدخل صدق"را بخوانید امام زمان را می بینید.

رفت وآمد گفت: "خواندم و ندیدم."

جواب شیخ مو را به تنش راست کرد:

"توی مسجد که نماز می خواندی
سیدی بهت گفت انگشتر دست چپ کراهت دارد
گفتی کل مکروه جایز ! آن سید امام زمانت بود
دیدگاه ها (۵)

داستانی جالب و تاثیر گذار..... : داستانک - امام زمان.عجل الل...

دید و نشناخت

چهله کلیمیه

در عزاداری حضرت سیدالشهداء،شیون بلند سردادن و به سر و صورت ز...

مرحمت امام هشتم وقتی که حاج شیخ محمد علی قاضی قصیده ای برای ...

۱۲ - فضایلدر کتب حدیث شیعه، روایات فراوانی درباره آداب و فضا...

از روز اول ماه ذی القعده تا دهم ذی الحجه که عید قربانه چله ک...

داستان عجیب ملاقات شیخ حسن با امام زمان(عج) :داستان ذیل در م...

https://wisgoon.com/pin/49316997/

آيه الله وحيد خراساني نقل كرد : مدت بيست سال در مدرسه حاج حس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط