من کیستم به غیر ِ زنی در پیاده رو
من کیستم به غیر ِ زنی در پیاده رو
که چادرش کشیده شده روی صورتش
من کیستم به غیر زنی در شبی خمار
که پاره پاره می شود از درد
من کیستم به غیر پدر های شرمگین
که مانده اند در طلب کار و بارشان
من کیستم به غیر پسرهای دودکش !
در کافه های دست در آنجای یارشان !
من کیستم به غیر همین ها گفته ام ؟!
با این سوال تا خود دریا گریستم
ای خاک بر سرم که به آیینه زل زدم
او کیست در مقابل من!؟ من که نیستم !!
ای خاک بر سرم اگر از درد بگذرم
از این همیشگی شده ی دست بر ندار
از دولتی که سیب زمینی حراج کرد
تا ملتی که سبز شدند از ته ِ خیار !
من یک نهال ِ معترض ِ انقلابی ام
تا آن زمان که بار دهم ... شعر کافی است
ای شاعر ِ درونی ِ من منتقد نباش !!
بگذار تا شعار دهم .. شعر کافی است ...
که چادرش کشیده شده روی صورتش
من کیستم به غیر زنی در شبی خمار
که پاره پاره می شود از درد
من کیستم به غیر پدر های شرمگین
که مانده اند در طلب کار و بارشان
من کیستم به غیر پسرهای دودکش !
در کافه های دست در آنجای یارشان !
من کیستم به غیر همین ها گفته ام ؟!
با این سوال تا خود دریا گریستم
ای خاک بر سرم که به آیینه زل زدم
او کیست در مقابل من!؟ من که نیستم !!
ای خاک بر سرم اگر از درد بگذرم
از این همیشگی شده ی دست بر ندار
از دولتی که سیب زمینی حراج کرد
تا ملتی که سبز شدند از ته ِ خیار !
من یک نهال ِ معترض ِ انقلابی ام
تا آن زمان که بار دهم ... شعر کافی است
ای شاعر ِ درونی ِ من منتقد نباش !!
بگذار تا شعار دهم .. شعر کافی است ...
- ۲۹۷
- ۰۲ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط