{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من

من
عاشق بر و رویت نیستم
زیرا تو زیباترین دختر جهان نیستی
اما من
دیدنت را به
دیدن تمام ستارگان هالیود و بالیود
ترجیح می دهم
من عاشق
مال و اموالت نیز
نبوده و نخواهم بود
هرچند
تو هم ثروتمندترین زنی که می شناسم نیستی
اما من حتی به دستمال نیم دار دستت هم
چشم دوخته ام
و می دانم که شفای هر درد بی درمانم
در گرو آن چیزی است
که بوی ترا در خودش دارد
من دلداده ی حرف های شیرینت نیز نیستم
که تو خودت می دانی
حرف هایت
در هیچ ژانر ادبی نمی گنجد
امامن
تمام شعرهای عاشقانه ام را مدیون توام
دیده ام که تو
مثل خودت راه می روی
حرف می زنی
دست به سرو روی خود می کشی و
گاه
باخودت زمزمه ای می کنی
و می دانم آنقدر می دانی که
نه روی سن می شود زندگی کرد
نه روی کاغذ پاره های شاعرانه
تو
فقط
دستت را به من بده
بی هیچ ناز و ادا و
بی هیچ شعر و ترانه
در کوچه های تبریز
راه برویم
دیدگاه ها (۵)

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۵✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

من از توچیز زیادی نمی‌خواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...

برادر و خواهر مذهبی و انقلابی...وقتی رل می‌زنی،که گاهی هم از...

#مافیا_عزیز_من#Part26این بار خنده‌اش واضح‌تر بود. خم شد و بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط