{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.. می خواهم این نفسِ ناگزیر را

.. می خواهم این نفسِ ناگزیر را
این بازدم ، و دمِ سر به زیر را

بر شانه های نجیبِ تو خم کنم
از دردهای گدازنده کم کنم

یا از آسمانِ حضورت هبوط کن
یا در خیالِ غرورم ، سقوط کن !
دیدگاه ها (۰)

یکی با تویکی پیوسته می خواندمیان بغض سنگینمبه زودی درد میمیر...

گروهی که بازی را ندیدند برنده این بازی بودند

آقای صدری : از طلا گشتن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید

بايد خريدارم شويتا من خريدارت شو موزجان و دل يارم شويتا عاشق...

برادر عزیزم دلم برایت تنگ شده است..تنگ که می‌گویم، نه مثل تن...

دلم تنگ شده است... دلتنگ که میگویم نه مثل تنگی پیراهن،دلتنگی...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

در سالگرد رفتن برادر عزیزم، از کسی سخن می گویم که دوست داشتن...

طبیعت

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

تمام راه با توامبا تو پرندگان را تماشا می کنمبا تو زیر سایه ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

حضرت یار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط